تبلیغات
جامع المقدمات علوم ارتباطات اجتماعی

جامع المقدمات علوم ارتباطات اجتماعی

بی بی­آب­پری+ آناهیتا + خدا =؟

بی­بی­آب­پری

       آب­­پریا سریالی که در نوروز 1392از شبکه­­ی کودک ونوجوان، شبکه­ی دو پخش شد.این سریال تخیلی فانتزی ساخته­ی خانم مرضیه­ی برومند است، که تخریب طبیعت به دست انسان را دستمایه­ی کار خود قرار داده است. نویسنده­گی اثر کار مشترک خانم راضیه­ی برومند وگیتی مرتضوی است. این سریال مورد اقبال کودکان و والدین قرار گرفته است. از آن جا که این اثر بر بستر سه هویت پست­مدرن، باستان و اسلام شکل گرفته  به بررسی رد پای این سه هویت در این اثر پرداخته می­شود.

   روایت با سه هویت ساخته شده است. هویت اول بر بستر پست مدرن است، ساختن دنیایی خیالی-اسطوره­ای.  اگر چه ظاهر روایت کلاسیک است ولی دربطن ماهوی خود، التقاطی است ازاسطوره­ها و افسانه­ها(آناهیتا، اپوش، بی بی آب­پری، پریزاد، دختر شاه­پریون، نه­نه­سرما،روح جنگل) ودر جهتی دیگر حقیقت پنداری توهمات(فیروز:آقا اگه غول بیابونی زاییده­ی توهم انسان باشه پس تکلیف این پری خانم­ها چی می­شه؟ لابد اینارم توهم ما زاییده دیگه، شاید هم اینا مارو زاییدن یعنی خودشون نه، یعنی توهم اینا ما رو زاییده، شایدهم ما توهم اینا رو زاییدیم). آن جا که توالی جای خود را به هم­زمانی داده است گفتارهای کهنه، پوستی نو می­یابند، نفس تازه می­کنند، خود را از بی­راهه به جاده­ی اصلی می­رسانند، وارد حیطه­ی عمومی می­شوند، آن را با جادوی بدویت خود مسحور می­کنند وسبب می­شوند سطوح دیگری از آگاهی به دوران عقلانیت حاکم رخنه کند.این سطوح آن چنان که پیداست با زبان اسطوره­ها سخن می­گویند(داریوش شایگان.افسون زدگی جدید هویت چهل تکه و تفکر سیار.41). نظمی که برتوالی استوار بوده از میان رفته است و ما اکنون شاهد تجدید حیات همه­ی گفتارهای از یاد رفته­ایم که در لایه­های زیرین آگاهی بشری مدفون شده بودند. البته گفتمان غالب وحاکم جهانی مدرنیته است که به مدد نظم نوین جهانی اقصی نقاط عالم را فرا گرفته است(همان.43).

   روایت باز تاب تغییر در الگوی معرفتی وبازتاب ظهور دنیایی تازه است. دنیایی که در آن بازتاب جدیدی از الوهیت مدرن ارائه می­شود و رابطه­ی ذهن شناسا(سوژه) درآن با جهانی تضادمند وپرکشمکش می­شود. روایت از جهانی در هم شکسته است که جایگزین صورت عمودی دنیایی بسته و مبتنی بر سلسله مراتب شده است، دنیایی که در آن جایگاه و مرتبه­ی وجودی هر چیزی مشخص بود. خدا، فرشته، اسطوره، افسانه، دیو، پری. در این اثر جایگاهها به شدت مخدوشند. ما با موجوداتی روبه­رو هستیم که چندین هویت دارند:

خدا-پری؛ بی­بی­آب­پری در وصیت­نامه­اش این چنین خود را معرفی میکند. به­نام خداوند باران و برکت، خداوند بخشنده­ی مهربان، گرداننده­ی زمین وآسمان...من بی­بی­آب­پری، نگهبان زمین و آسمان(تصویر در هاله­ای از نور، در حالی که درخت زندگی به صورت انیمیشن در کنار او می­روید) اپوش دیو خشکی و پلشتی را شکست داده وبر شانه­ی باد نشاندم ودر غاری پشت کوه­های سر به فلک­کشیده­البرز به بند کشیدم وهفت جنگل انبوه و هفت رود خروشان را پیرامونش به پاسداری گماشتم. آن­گاه راز ماندگاری زمین، زلالی وپاکی آب وآبی آسمان را همراه نسیم کرده به گوش نوروز رساندم...پس از من دخترانم نگاهبان آب، ابر، برف، و زمین خواهند بود. البته رویش انیمیشنی درخت زندگی (و خاصیت شفا دهندگی آن؛ مرد راهنما در طاق بستان) در هر دو صحنه ای که بی­بی را نشان می­دهد او را دریک وضعیت انتزاعی ازبودن و نه بودن قرار می­دهد. هر کجا بی­بی­آب­پری هست رویش هم هست واین تضاد داردبا مرگ و فقدان او، یعنی هم مرگ داریم وهم در عرض آن زندگی، دریک منبع .

 

این خداگونگی در پری ها­هم هست.برف­پری به ابرپری: به جای یللی تللی ابراتو ببارون...ابر­پری: من بیچاره از بام تا شام آسمان را می­روبم و می­سایم، ابرهایم را برق می­اندازم مثل الماس. سبز پری: همین امسال نمی­دونی چه مکافاتی داشتم، چقدر دویدم والتماس کردم تا صحرا سبز بشه، چقدر قربون صدقه­ی درختا رفتم تا شکوفه کنن...برف­پری: به­به من و بگو که این بالا با خیال آسوده نشستم به هوای این که اون پایین همه چی روبه راهه (این نوع دیالوگ مبتنی برتوان تغییر در عالم در جای جای اثر هست). در تصویر نیز چند بار پری­ها از قدرت خود استفاده می­کنند؛ مثلا برف­پری چند بار از قدرت خود برای اثبات خود یا تنبیه دیگران استفاده می­کند(برای نگهبان موزه، رییس کارخانه­ی ماهی طلایی وبرای مجاب کردن بهار). ابر پری در روستایی در کرمانشاه در جواب خواهرانش برای بارش باران: ابرهای باران­زا را هم که فرستادم برفراز جنگل­ها، باید سیراب شوند؟...ولی بعد مجاب می­شود  وپی ابرها می­فرستد وباران می­بارد. سبز پری اززمین خواهش می­کند وبنفشه­­های وحشی در می­آیند،به قاصدک می­گوید که قورباقه­ها را بیاورد ودر دست آب­پری آب می­جوشد.

   فرا انسان؛ پری­ها در عین شباهت ظاهری و رفتاری با انسان ویژگی­هایی دارند که آن­ها را از­ انسان متمایز می­کند. مثلا ابر پری می­تواند پرواز کند(او در سکانس­های متعدد پروازمی­کند). سبز پری می­تواند با درختان و حیوانات صحبت کند(او در چند سکانس با حیوانات و درختان سخن می­گوید). این فراانسان بودن در چند جای دیگرهم به صورت کم­رنگ­تر در مورد انسان­هایی که دلسوز طبیعت هستند دیده می­شود. مثلا دختر جنگل که خواب بنفشه­های وحشی را دیده بود، پیرزن صاحب کارخانه که آب­پری را کنار رود دیده بود، پیرمرد کرمانشاهی که پس از یک دوره چله نشینی هبوط پری­ها را می­بیند و فیروز که حرف گاو را می­شنود.

   انسان؛ این موجودات از سویی دیگر دارای نیازهای انسانی هستند. غذا می­خورند، می­خوابند، می­ترسند، به درد واکنش نشان می­دهند، نیازها و عاطفه­های انسانی دارند. به مظاهر مدرنیته علاقمندند؛ نوشابه دوست دارند، تلویزیون تماشا می­کنند و از ماشین سواری لذت می­برند، از کلمات غربی استفاده می­کنند. می­گویند پری­ها دروغ نمی­گویند ولی خود دروغ می­گویند. یک طرفه عاشق می­شوند. به انسان شدن علاقمندند(برف­پری: بی­خود مگه ما چی­مون از آدم­ها کمتره؟)، حضور آن­ها در سکانس پایانی در زمین در صورت انسانی­تر، موید این مسئله است.

   پری­بوده­گی؛ پری بودن ادعایی است که ازابتدا تا انتهای اثر تکرار می­شود. ازنشانه­های آن می­توان به گریم، لباس، اشاره به سن(ابرپری:333سال است که امروز و فردا می­کنید، من دیگر بزرگ شدم، دیگر999 سالم است) و عدم فهم از بعضی مسائل مطرح شده از طرف انسان اشاره کرد.

   شخصیت­های روایت از دل شک وتردیدهای انسان مدرن سر بر می­آورند. چه آناهیتا را ضلع سوم خدایان باستان بدانیم وچه بی­بی­آب­پری را یاور خدا، در حقیقت با مرگ خدای باستان در دوران مدرن روایت وارد پست­مدرن می­شود وهویت­های چند گانه مطرح می­شود . پری­زاده­گانی که در ساحت­های مختلف وجودی چون عابر مرزی(تعبیراز شایگان) مسافر عرصه­ی بینابین­اند. گاهی ایزدبانو هستند، گاهی پری، گاهی انسان. هرکدام میراثی از گذشته را با خود دارند(برف­پری در طاق­بستان خطاب به جمع از گردنبند خود، گوشواره­­ی ابر پری، تاج سبزپری و کوزه­ی آب ­آب­پری می­گوید).بی­بی­آب پری ایزدبانویی از گذشته، دنیا باید با حرف­هایش نجات پیدا کند، برف­پری که نشان از سرزمین کهن و باستانی دارد، فرسوده و بی­جان می­کوشد تا به خواب زمستانی نرود و مدام برای گذشته مویه می­کند. ابرپری و نامزدش که عاشق اشعار سعدی و حافظ­اند.وسبز پری که شعرهای جدید می­خواند و عاشق موسیقی جدید است. این مرقع کاری(تعبیر از شایگان)اثر را زیبا وجذاب می­کند وچهل تکه­ای زیبا در برابر ما قرار می­دهد. اما قرار گرفتن سطوح مختلف آگاهی در کنار هم ما را به سمت یک آسیب جدی می­برد آن هم نیهلیسم پنهان در این گسست هستی شناسی است. علم مدرن انسان را به ورطه­ی آشوب تاریخ پرتاب کرد، نیهیلیسم و هم­سطحی ارزش­ها را پدید آورد و سرانجام سبب درهم شکستگی جمیع هستی­شناسی­ها گشت(همان.22)

                                                                     شک و تردید به تمام قطعیت­های دوران مدرن، به ایده­ی پیشرفت و ترقی بشر، ازمولفه­های پست­مدرن است.  پس­ماند این ترقی که از بین برنده­ی طبیعت و خورنده­ی حیات بشری است را می­توان در آلودگی رودخانه­ی جاجرود بوسیله­­ی کارخانه، خشک شدن پریشان به خاطر حفر چاههای عمیق، از بین رفتن گونه­های گیاهی در جنگل­ها به خاطر انباشت زباله، جاری شدن سیل به خاطر قطع درختان، خشک شدن قنوات به   دلیل عدم لایروبی، اسراف در مصرف آب وآلودگی تهران به خاطر آلاینده­ها و سبک زندگی به خوبی در اثر مشاهده کرد. هفت داستانی که  در دل این روایت جای داشتند را می­توان از نکات مثبت اثر ارزیابی کرد.

 انسان پست مدرن  مبنی را برتکثر می­گذارد، به این معنا که حقیقت نه یک مفهوم ثابت و یک­پارچه که مفهومی نسبی و چند پاره است. به همین منوال هویت انسان پست­مدرن هم هویتی چند لایه و چند تکه می­شود که در موقعیت­های مختلف ودر جایگاه متفاوت، متغیر است. گاهی برای حل بحران زیست­محیطی­اش به دنبال راه حل های واقعی وحقیقی است؛ مثل پر شدن کوزه­ی مل­مل از آب قنات که حاصل دسترنج انسانی است. روان شدن ماهی طلایی در رودخانه­ی جاجرود که حاصل بسته شدن کارخانه به دست صاحب آن است. گاهی انتزاعی خیالی و غیرواقعی یا خیالی-واقعی است؛ مثل در آمدن بنفشه­ی وحشی در جنگل به خواست سبز پری، پرواز دست­جمعی پرندگان برآسمان تهران. کم شدن قبض جمالی به خاطر حمله­ی قورباقه­ها ، باز گشت مهندس مهران به پریشان به خاطر مجاب شدن او پس از صحبت با پری­ها، غرس نهال در جنگل به خاطر ترس از روح جنگل.

 از دیگر مولفه­های پست مدرن علاوه بر هویت­های متعدد انتخاب است. این انتخاب در انتخاب رشک پری میان خیر وشر به عنوان دیو-پری نمود بارزی دارد( دلک بد گلکم دو لایه داره نصف وامونده­ی چرکش طرف طایفه­ی آق­بابامه). پست مدرن باید از میان سبک­های گسترده­ی زندگی که در اختیار دارد دست به انتخابی غیر مطمئن بزند و آن­چه در ذات خود به آن گرایش دارد را با انتخابی آزادانه به فعلیت برساند. در اثر این انتخاب در بستر خیر و شر مطرح می­شود.(برف پری به رشک پری:...بد و خوب و زشت وزیبا وسفید و سیاه همیشه جفت هم بوده تا آدمیزاد چه کنه و چی اختیار کنه؟. بچه، پایین به پدر بزرگ: چه اختیار کنه یعنی چی؟ پدر بزرگ: یعنی کدام یک رو اختیار کنه؟).

   در انتها روایت با هبوط دوباره­ی پری­ها پایان می­یابد. این بار انسانی تر از مرتبه­ی اول و این سوال هنوز جواب داده نشده که این­ها کیستند؟ مسئله این است که همان­طور که صنعتی شدن محیط زیست را آلوده کرده، فضای تصویری انسان نیز ابتدا به علت افسون­زدایی و سپس باحمله­ی فزاینده­ی تصاویر ترکیبی و مجازی ضایع گشته است. تصاویر از رواج افتاده­ی گذشته که گمان می­رود جذابیتی کهنه اما جادویی از خود ساطع می­کنند، صورت­های بدوی حیات، حکمت تمدن­های کهن، کشف طبیعت و به ویژه محیط زیست که معنای آن تنها به طبیعت محدود نیست بلکه فرهنگ و روابط اجتماعی را نیز شامل می­شود. چون این ذهنیت انسان را مستعد باز یابی و کشف دوباره­ی چیزهایی می­کند که علم مسلط امروزین آن را از نظر دور داشته بود، زمینه­ای فراهم می­شود تا صداهایی دیگر از زیر خاکستر قرون سربرآورند. البته درست است که این صداها همان­هایی نیستند که پیشتر بودند. آن­هم از مدرنیته­خزنده متاثر شده­اند(همان.55)



[ شنبه 17 فروردین 1392 ] [ 02:18 ب.ظ ] [ سید محمود مرتضوی هشترودی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

خاطره خوش ارتباطات دوره 5 یادآور تمام شیطنت های دوران کودکی بود که دیگر الان بزرگ شده بودند ولی با یک فرق، با دغدغه های بزرگ تر، با فکرهای عمیق تر، با آرمان های متعالی در راستای خدمت به کشور و اسلام عزیز.

در گروه ارتباطات دوره 5 ، درد یکی، درد همه است. موفقیت یکی از اعضاء، موفقیت سایرین است.

بدون تردید، تجربه ای جدیدی بود تا به مثابه گره خوردن تمام انگشتان به یک مشت برای رسیدن به اهداف مشترک، پیشرفت های بزرگی که این گروه برای آینده کشور در سر بپرورانند.

ارتباطات دوره 5 تمام شد اما در واقع مسیر تازه ای فراروی دوستان آغاز شده است تا با ره توشه برداشتن از محضر استادان دلسوز، پرتجربه و به کار گرفتن تمام آن خوبی ها نقشه راه ی برای آینده خود ترسیم نماییم.

فکر می کنیم افق های موفقیت در دسترس ما قرار دارد با توکل به خدا به سمت آن حرکت خواهیم کرد...
لینک های مفید
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب